صبر در برابر انگیزه های گناه و دنیاگرایی و همچنین صبر و تحمل ناگواری هایی که در طول عمر برای انسان رخ می دهد، یکی از برترین و حیاتی ترین صفات و ویژگی ها در راه زندگانی انسان و سیر او به سوی هدف از خلقتش یعنی قرب الهی است. علاوه بر آثار و فوائد صبر در زندگی دنیوی -که مهم ترین آنها پیروزی و موفقیت در رسیدن به اهداف مورد نظر می باشد-؛ در قرآن کریم و روایات معصومین(علیهم السلام) پاداش های اخروی بزرگی برای افراد صابر و شکیبا ذکر شده است.
نعمت های بهشت برای صابران
در آیاتی از قرآن کریم به این حقیقت تصریح شده كه پاداشهاى قیامت در مقابل صبر و شكیبایى انسان است (صبر در طریق اطاعت، صبر در برابر معصیت، و صبر و استقامت در برابر مشكلات و مصائب). در سوره مبارکه «انسان»، بعد از اشاره اجمالى در آیات گذشته به نجات" ابرار و نیكان" از عذابهاى دردناك روز قیامت، و رسیدن آنها به لقاى محبوب، و غرق سرور و شادمانى شدن، در آیات مورد بحث به شرح این نعمتهاى بهشتى پرداخته است: « و جزاهم بما صبروا جنة و حریرا»: و در برابر صبرشان، بهشت و لباسهاى حریر بهشتى را به آنها پاداش مى دهد! (الإنسان: 12). منظور از" صبر" صبرشان در برابر مصیبت، و در برابر اطاعت، و از معصیت است، چون این طایفه در زندگى دنیا به جز وجه پروردگارشان(رضایت خداوند) طلبى نداشتند، اراده او را بر خواست خود مقدم مى داشتند، در نتیجه در برابر آنچه او براى آنان مقدر كرده بود، و هر محنت و مصیبتى كه براى آنان خواسته بود صبر مى كردند، و نیز بر امتثال هر فرمانى كه به ایشان داده بود، و بر ترك هر عملى كه ایشان را از آن نهى كرده بود صبر مى كردند، هر چند كه با خواست خودشان مخالف بود، و در نتیجه خداى تعالى مشقت و زحمتى را كه در راه بندگى او تحمل كرده بودند به نعمت و راحت مبدل كرد. طبق آیه 24 سوره رعد، فرشتگان به بهشتیان چنین خوشامد مى گویند: " سلام علیكم بما صبرتم فنعم عقبى الدار": درود بر شما براى آن صبرى كه كردید، چه نیك است عاقبت آن سراى. این عاقبت نیک، سرانجام اعمال صالحى است كه در هر بابى از ابواب زندگى بر آن مداومت دارند. و در هر موقعى كه دیگران منحرف مى گردند ایشان خویشتن دارى نموده، خدا را اطاعت مى كنند و خود را از گناه دور مى دارند، و مصائب را تحمل مى نمایند، و این صبرشان با خوف و خشیت توأم است.
سئوالی که به ذهن می آید این است که در آیات قبل، هشت صفت از صفات خوب اولولالباب (صاحبان عقل و خرد) ذکر شده است که یکی از آنها صبر می باشد اما در این جمله تنها انگشت روى یكى از آن هشت برنامه گذارده و آن صبر است و فرموده که پاداش آنها بخاطر صبر و استقامتشان است. نكته این موضوع را از بیان زنده و پر مغز على (ع) مى توان دریافت: «ان الصبر من الایمان كالرأس من الجسد و لا خیر فى جسد لا رأس معه و لا فى ایمان لا صبر معه»: صبر نسبت به ایمان مانند سر است در مقابل تن، تن بى سر بقایى ندارد و ایمان بدون صبر نیز، ارزشى نخواهد داشت. در حقیقت پشتوانه همه برنامه هاى سازنده فردى و اجتماعى، همان شكیبایى و استقامت است و اگر آن نباشد هیچكدام از آنها به سامانى نمى رسد، چرا كه در مسیر هر كار مثبتى مشكلات و موانعى است كه جز با نیروى استقامت نمى توان بر آنها پیروز شد، نه وفاى عهد بدون استقامت و صبر میسر است، و نه حفظ پیوندهاى الهى، و نه ترس از خدا و دادگاه قیامت، و نه اقامه صلاة و انفاق از مواهب الهى، و نه جبران خطاها بوسیله حسنات! در آیه دیگری نیز در مورد عباد الرحمن (بندگان شایسته خدا) می خوانیم: «أولئك یجزون الغرفة بما صبروا و یلقون فیها تحیة و سلاما »: آنها به پاداش این صبرى كه كرده اند غرفه بهشت پاداش یابند و در آنجا درود و سلامى شنوند(الفرقان: 75).
كلمه" غرفة" به معناى بنایى است كه بالاى بناى دیگر واقع شده باشد و از كف خانه بلندتر باشد. و در آیه شریفه، كنایه است از درجه عالى تر بهشت، و مراد از" صبر"، صبر بر طاعت خدا و بر ترك معصیت او است و این دو قسم صبر همان است كه در آیات قبل از این آیه ذكر شده است و لی این دو صبر عادتا جداى از صبر قسم سوم، یعنى صبر در هنگام شدائد و مصائب نیست و قهرا كسى كه بر طاعت خدا و بر ترك معصیت او صبر مى كند ممكن نیست در هنگام شدائد صبر نكند. در آیه 111 مؤمنون نیز آمده است: «إنی جزیتهم الیوم بما صبروا أنهم هم الفائزون»: " من امروز (روز جزا) آنها را به خاطر صبر و استقامتشان پاداش دادم،تنها آنها پیروز و رستگارند". نکته قابل توجه این است که طبق این آیه، پاداش صابران، از طرف خود خداوند است. «إنی جزیتهم» (صبر در برابر أذیتها، نیش ها و تمسخرها پاداش بزرگى دارد). موردی که افراد مذکور در این آیه بر آن صبر کرده اند، صبر در ذكر خدا است، با اینكه کفار آنها را به خاطر همان ذكر مسخره مى كردند و خداوند می فرماید: " أنهم هم الفائزون" یعنى تنها ایشان رستگارند نه کفار.
این آیه و سه آیه قبل از آن در مقام مایوس كردن كفار است كه به طور قطع از رستگارى خود مایوس شوند، به خاطر آن اعترافى كه كردند، و دنبالش تقاضاى بازگشت به دنیا نمودند، و حاصل معناى آنها این است كه به طور قطع مایوس باشید، از آنچه طلب مى كنید، و در طلب آن اعتراف به جرم نمودید، زیرا این طلب خود نوعى عمل است، كه آنهم ظرفش دنیا است، هم چنان كه بندگان مؤمن من دنیا را وسیله رستگارى خود كرده، و عمل مى كردند، و شما ایشان را مسخره مى كردید، و به آنان مى خندیدید، تا آنجا كه عمل را رها كرده، و آن را با سخریه اهل عمل عوض كردید، تا امروز رسید، كه روز جزا است، و دیگر عمل ممكن نیست؛ در نتیجه آنان با رسیدن به پاداش عمل خود رستگار شدند، و شما تهى دست ماندید، و چون خود را تهى دست یافتید، در تلاش بر آمدید كه براى خود كارى كنید و حال آنكه امروز روز كار و عمل نیست، تنها روز جزا است. و به این ترتیب در چهار آیه اخیر عامل اصلى بدبختى دوزخیان و عامل پیروزى و رستگارى بهشتیان با صراحت بیان شده است. گروه اول كه عوامل بدبختى و گمراهى را بدست خود فراهم ساختند با مسخره كردن یاران حق و تحقیر عقائد پاك آنها به سرنوشتى گرفتار شدند كه حتى درخور خطابى كه به یك انسان مى شود نیستند، آرى آنها كه مؤمنان را تحقیر كردند باید گرفتار بدترین تحقیر شوند. و اما گروه دوم به خاطر صبر و پایمردیشان در برابر دشمنان مغرور و از خود راضى و بى منطق و استقامت در ادامه راه" الله" بزرگترین پیروزى را در پیشگاه خدا كسب كردند.
اجر بهترین عمل برای صابران
خداوند در آیه 95 سوره مبارکه نحل از شكستن عهد خدا نهى مى كند. مراد از" عهد خدا" همان عهدى است كه خدا با مطلق بندگان خود بسته، و می فرماید: «پیمان خدا را به بهاى اندك مفروشید» كه منظور از آن این است که آدمى عهد خدا را با چیزى از متاع و کالاهای دنیا معاوضه كند، و براى رسیدن به آن متاع عهد خدا را نشكند. و سپس در آیه 96 با جمله " ما عندكم ینفد و ما عند الله باق"( آنچه نزد شماست فانى مى شود و آنچه نزد خداست ماندنى است) علت جمله " إنما عند الله هو خیر لكم"(فقط آنچه نزد خداست برای شمت بهتر است) در آیه قبل را بیان فرموده و آن را توجیه مى كند به اینكه آنچه در زندگى دنیا (كه یك زندگى مادى و قائم بر اساس تحول و دگرگونى است، و قوامش بر اساس حركت و تغیر و زوال است) در دست شما است، مانند همه دنیا دستخوش زوال است، و آنچه نزد خداى سبحان است و آن را به خصوص به پرهیزگاران وعده داده باقى است و زوال و فنا نمى پذیرد، و هر عاقلى مى داند كه باقى بهتر از فانى است. از آنجا که وفاى به عهد مستلزم صبر بر تلخى مخالفت هواى نفس در نقض آن و نیز مستلزم تحمل تلخى مخالفت با افسار گسیختگى نفس در آنچه مى خواهد، مى باشد، بنابراین خداوند روى سخن را از اجر خصوص وفاكاران به عهد برگردانیده متوجه ذكر پاداش مطلق صابران در راه خدا نموده و می فرماید: «" و لنجزین الذین صبروا أجرهم بأحسن ما كانوا یعملون"»( كسانى كه صبورى پیشه كردند پاداششان را بهتر از آنچه عمل مى كرده اند مى دهیم ) پس این جمله وعده مؤكدى است برای مطلق صبر، چه صبر بر اطاعت باشد و چه صبر بر ترك معصیت و چه صبر در برابر مصیبت، تنها قیدى كه این مطلق دارد این است كه این صبر در راه خدا باشد. مقصود از جمله" بأحسن ما كانوا یعملون" این است كه عملى را كه آنها انجام مى دهند گاهی اوقات نیکو و خوب است و گاهی اوقات همان عمل را به بهترین نحو(احسن) انجام می دهند؛ خداى عزوجل اجرى كه مى دهد اجرى است كه در نوع خود احسن است، مثلا نمازى كه بنده صابر فى الله مى خواند، خداوند جزاى فرد احسن از آن را مى دهد، هر چند نمازى كه او خوانده احسن (بهترین) افراد نماز نبوده باشد، و خلاصه صبرى كه او در راه خدا دارد باعث مى شود كه خداوند در عمل او مته به خشخاش نگذارد، و آن خصوصیاتى كه مایه پستى و زشتى عمل بنده است آنها را ندیده بگیرد. پس از آیه شریفه بر مى آید كه صبر فى الله (صبر در راه خدا) باعث كمال عمل مى شود.

پاداش بی حساب برای صابران
در آیه 10 سوره مبارکه زمر می خوانیم: « قل یا عباد الذین آمنوا اتقوا ربكم للذین أحسنوا فی هذه الدنیا حسنة و أرض الله واسعة إنما یوفى الصابرون أجرهم بغیر حساب » بگو: «اى بندگان من كه ایمان آورده اید! از (مخالفت) پروردگارتان بپرهیزید! براى كسانى كه در این دنیا نیكى كرده اند پاداش نیكى است! و زمین خدا وسیع است، (اگر تحت فشار سران كفر بودید مهاجرت كنید) كه صابران اجر و پاداش خود را فقط بى حساب دریافت مى دارند! " توفیه" اجر به معناى آن است كه آن را به طور تام و كامل بدهند. و از سیاق برمى آید انحصارى كه كلمه" انما" مفید آن است،متوجه جمله" بغیر حساب" باشد پس معنایش این است كه: صابران اجرشان داده نمى شود، مگر اعطایى بى حساب. پس صابران بر خلاف سایر مردم به حساب اعمالشان رسیدگى نمى شود و اصلا نامه اعمالشان بازنمى گردد، و اجرشان همسنگ اعمالشان نیست. در مجمع البیان آمده كه عیاشى به سند خود از عبد الله بن سنان از امام صادق (ع) روایت كرده كه فرمود رسول خدا (ص) فرمود: روزى كه نامه هاى اعمال باز مى شود و میزان اعمال نصب مى گردد، براى اهل بلاء نه میزانى نصب مى شود، و نه نامه عملى بازمى گردد، آن وقت این آیه را تلاوت فرمود: " إنما یوفى الصابرون أجرهم بغیر حساب" در آیه شریفه" صابران" هم مطلق ذكر شده و مقید به صبر در اطاعت و یا صبر در ترك معصیت و یا صبر بر مصیبت نشده پس شامل تمامی آنها می شود؛ هر چند كه صبر در برابر مصائب دنیا، بخصوص صبر در مقابل اذیت هاى اهل كفر و فسوق كه به مؤمنین مخلص و با تقوا مى رسد با مورد آیه منطبق است (ولی آیه مخصوص به موردش نمی شود بلکه شامل سایر موارد هم می شود). بنابراین جمله " إنما یوفى الصابرون أجرهم بغیر حساب" (صابران اجر و پاداش خود را فقط بى حساب دریافت مى دارند) دلالت بر اهمیت و ارزش فوق العائده صبر در برابر مشکلات و سختی ها می کند تا آنجا که این افراد بر خلاف دیگران، بدون حساب و کتاب اجرشان را دریافت می کنند.

دو اجر برای صابران
« أولئك یؤتون أجرهم مرتین بما صبروا و یدرؤن بالحسنة السیئة و مما رزقناهم ینفقون»: این عده از اهل كتاب دو برابر اجر خواهند داشت چون هم صبر كردند و هم بدیها را با خوبیها دور نمودند و از آنچه روزیشان كردیم انفاق مى كنند (القصص: 54 ). در این آیه شریفه، وعده اى جمیل به آن عده از اهل كتاب مى دهد كه شناخت خود را، كه از قرآن و رسول اسلام داشتند، كتمان نكردند، و مدح ایشان است بر حسن سلوك و مدارایشان با جاهلان مشركین، و به همین جهت باید گفت: آنچه به ذهن نزدیكتر است این است كه: مراد از اجر دو برابر، این است كه: یك اجر به ایشان داده مى شود به خاطر این كه به كتاب آسمانى خود ایمان داشتند، و یك اجر هم داده مى شود به خاطر اینكه به قرآن ایمان آوردند، و بر ایمان دوم بعد از ایمان اولشان صبر نموده و كلفت و مشقت مخالفت با هوى را كه در هر دو ایمان هست، تحمل نمودند. بعضى از مفسرین گفته اند: " مراد از دو اجر این است كه: یك اجر به ایشان داده مى شود به خاطر اینكه در دین خود صبر داشتند و اجر دیگرى داده مى شود به خاطر اینكه در برابر آزار كفار و تحمل مشقت صبر كردند" ولى سیاق آیه با آن سازگار نیست.

پاداشی بزرگ برای صابران
خداوند در آیه 35 سوره مبارکه احزاب به افرادی وعده مغفرت و پاداش بزرگ می دهد. یکی از این افراد، کسانی هستند که هم در هنگام مصیبت و بلاء، و هم در هنگام اطاعت، و هم آنجا كه گناهى پیش آمده، در ترك آن صابرند. «إن المسلمین و المسلمات و المؤمنین و المؤمنات و القانتین و القانتات و الصادقین و الصادقات و الصابرین و الصابرات و الخاشعین و الخاشعات و المتصدقین و المتصدقات و الصائمین و الصائمات و الحافظین فروجهم و الحافظات و الذاكرین الله كثیرا و الذاكرات أعد الله لهم مغفرة و أجرا عظیما »: بدرستى كه مردان مسلمان، و زنان مسلمان و مردان مؤمن، و زنان مؤمن، مردان عابد، و زنان عابد، مردان راستگو، و زنان راستگو، مردان صابر و زنان صابر، مردان خاشع، و زنان خاشع، مردان و زنانى كه صدقه مى دهند، مردان و زنانى كه روزه مى گیرند، مردان و زنانى كه شهوت و فرج خود را حفظ مى كنند، مردان و زنانى كه خدا را بسیار ذكر مى گویند، و یاد مى كنند، خداوند برایشان آمرزشى و اجرى عظیم آماده كرده است (الأحزاب: 35).

پاداش صبر بر ناگواری ها
برای صبر در برابر حوادث ناگوار و سختی های زندگانی، اجر و پاداش بزرگی در روایات ذکر شده است تا آنجا که امام حسن مجتبى (علیه السلام) فرمودند: «المصائب مفاتیح الأجر»: مصیبت ها كلیدها و راهگشاى اجر و پاداشند. امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «من ابتلى من المؤمنین ببلاء فصبر علیه، كان له مثل اجر الف شهید »: هر كس از مؤمنین به بلایى گرفتار شود و صبر كند، برایش مثل اجر هزار شهید خواهد بود. امام باقر(علیه السلام) فرمودند: «لو یعلم المؤمن ما له فی المصائب من الاجر لتمنى انه یقرض بالمقاریض»: اگر مؤمن بداند كه مصیبتها چه اجر عظیمى دارند، آرزو خواهد كرد كه با قیچى تكه تكه اش كنند. رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) می فرمایند: «عجبت للمؤمن و جزعه مع السقم، و لم یعلم ما له فی السقم من الثواب لأحب أن لا یزال سقیما حتى یلقى ربه عز و جل»: از مؤمن و بیتابی او در برابر بیماری ها تعجب می کنم. اگر بداند که بیماری او چه ثوابی برایش دارد، هر آینه دوست داشت که پیوسته بیمار باشد تا پروردگارش را ملاقلات