را آنچنان که می‏گویند بوده است؟(اگر صراحت لحن من را شما و قبل از شما آن جناب ببخشند) مگر ایشان برای ما چه کرده است؟مثلاً اگر ام‏ابیهاست، خوب هر بچه‏ای هم ممکن است این کار را بکند که قابل انکار نیست. اگر او را شهیده ولایت می‏خوانیم، خوب هر زن و شوهر خوبی از هم دفاع می‏کنند که این، منحصر به ایشان نیست؟
مشکل ما این است که محبت به اهل بیت(ع) و محبت اهل بیت به یکدیگر را از زاویه دید خود و با مسائل و امور جزیی و صرفاً عاطفی تحلیل می‏کنیم. کاملاً واضح است که اگر این گونه ببینیم و این گونه بیندیشیم، نتیجه‏ای جز آنچه شما مرقوم داشته‏اید، یا شاید کمی بالاتر، نخواهیم گرفت؛ و حال آن که قصه از این قرار نیست. محور محبت اولیاء الهی و در صدر آن معصومان(ع)، تنها و تنها محبت به خداوند متعال است. چرا که آنان با دریافت یقینی و معرفت لایزال و عمیق خود، به این حقیقت واقف گشته‏اند که خداوند تنها محبوب واقعی و حقیقی در جهان و عوالم هستی است؛ و از همین‏روست که معصومان در مناجات خود حب خدا را طلب کرده و از فراق خداوند شکوه می‏کردند:امام سجاد(ع) در مناجات خمس عشره [مناجات محبین‏] می‏فرمایند: «اسئلک حبک» ؛ بار خدایا از تو محبتت را می‏خواهم» یا امام حسین(ع) در دعای عرفه می‏فرماید: «أنت الذی ازلت الأغیار عن قلوب أحبائک حتی لم یحبوا سواک و لم یلجئوا إلی غیرک» ؛ «تویی که اغیار را از دل دوستانت محو کردی، تا غیر تو را دوست نداشته، جز درگاهت به جایی پناه نبرند» یا امیرالمؤمنین در دعای کمیل می‏فرمایند: و ربی صبرت علی عذابک فکیف أصبر علی فراقک‏ ؛ «پروردگارا!بر فرض آن که بر عذاب تو صبر کنم، چگونه بر فراق تو صبر نمایم؟» فراق در صورتی است که میان دو شخص ارتباط باشد و این عذاب از فراق مبنی بر عشق به کمال است.
مانند تو من یار وفادار ندیدم‏ خوشتر زغم عشق تو غمخوار ندیدم‏
جز خال خیال رخ زیبای تو در دل‏ در آینه حسن تو زنگار ندیدم‏
به همین دلیل که محبت خدا اصل و محور تمامی محبت‏هاست، باب بسیار مهمی در معتبرترین کتاب‏های شیعه تحت عنوان «حب فی اللَّه» و «بغض فی اللَّه» آمده است که روایاتش از اصیل‏ترین آثار اسلامی و بهترین راهنمای انسان به سوی محبت‏های صحیح است. نگا:اصول کافی، ج 3.
محبت رسول خدا(ص) به حضرت زهرا(س) در همین راستا بود؛ یعنی، پیامبر خدا از آن جا که عاشق خداوند و محو در او بود، هر کس و هر چیزی را که دوستدار خداوند بود و خداوند نیز به او محبت داشت، دوست می‏داشت؛ و این محبت نسبت به افرادی مانند حضرت فاطمه(س) و حضرت علی(ع) در اوج بود؛ چون با چشم دل می‏دید که آن دو بزرگوار در چه مرتبه‏ای از محبت و عشق به خدای متعال‏اند و حضرت حق نیز تا چه اندازه‏ای آنها را دوست دارد. حضرت محمد(ص) می‏دانست که تمامی وجود این دو بزرگوار، محو در خداوند عالم است و تمامی نشست و برخاست، قول و فعلشان تنها و تنها برای خدا و رضای اوست. این دو عزیز، کسانی بودند که سه روز افطاری خود را به مسکین و یتیم و اسیر دادند و این اطعام فقط و فقط به خاطر محبت به خدا بود. نگا:دهر / 9 - 8. بنابراین، محبت رسول خدا به این محبوبان الهی، تنها و تنها به خاطر محبت به خدا بود، نه مسأله پدر و فرزندی یا زن و شوهری. محبت او فراتر از این امور ظاهری و روابط دنیوی بود. عشق او به علی و فاطمه و عشق علی به فاطمه، از سرِ عشق به خدا بود. کسی که عاشق محبوب باشد، هر چیزی را که محبوب دوست داشته باشد، دوست خواهد داشت و هر چه را محبوب مبغوض دارد، او نیز دشمن خواهد شمرد. حب و بغض معصومان(ع) تنها و تنها بر این محور بود و لاغیر؛ و از آن جا که با اشراف علمی و احاطه یقینی که به حقایق عالم داشتند، می‏دانستند که حضرت زهرا(س) به دلیل پاکی و قداست و اخلاص و عبادت، محبوب خداست؛ به او ارادت ورزیده، سر تعظیم بر آستانش فرو می‏آوردند.
دیدم همه پیش و پس، جز دوست ندیدم کس‏ او بود همه او بس، تنها همه او دیدم‏
آرام دل غمگین، جز دوست کسی مگزین‏ فی الجمله همه او بین، زیرا همه او دیدم‏
از آن جا که محبت خدا، محور و اصل تمامی محبت‏ها است، رسول خدا(ص) می‏فرماید:مرا نیز به جهت دوستی با خدا دوست بدارید، نگا:میزان الحکمه، ج 2، ص 236، ح 3200. که این محبت با چنین رویکردی، سودش عاید خود انسان خواهد شد؛ چنان که در سوره سبأ می‏فرماید: صلی الله علیه وسلم‏قل ما سألتکم من أجر فهو لکم إن أجری إلا علی الله‏رحمهما الله‏ سبأ / 47. «بگو مزدی را که درخواست کردم [دوستداری اهل‏بیت(ع)] چیزی است که سودش عاید خود شماست و مزد من جز بر خدا نیست.»
این دوستی کمندی است برای تکامل و اصلاح انسان‏ها و در واقع، هدف از دوستداری اهل‏بیت(ع) نیز رهنمون شدن به راه خدا و کامل شدن در این راستا است: صلی الله علیه وسلم‏قل ما أسئلکم علیه من أجر إلا من شاء أن یتخذ إلی ربه سبیلارحمهما الله‏ فرقان / 57. «بگو ای پیامبر که از شما بر آن رسالت خویش مزدی نمی‏جویم مگر این که هر کس بخواهد به سوی خدا راهی بجوید». این آیه با لحن عجیبی خاطرنشان می‏سازد که من از کسی که نمی‏خواهد به سوی خدا رهنمون شود، اجر نمی‏خواهم. اما اگر خواست به سوی خدا حرکت کند، من مزد می‏خواهم و آن، دوستی اهل بیت(ع) است که در پرتو آن به سوی خدا رهنمون شده، به کمال بار می‏یابد. نگا:المیزان، ج 18، صص 43 - 42.
پس می‏بینید که حتی محبت به اهل بیت(ع) که به انسانها توصیه شده است، برای آن است که در راستای محبت به اهل بیت، آدمی به قرب پروردگار نایل آید؛ چرا که انسان سعی می‏کند با ایجاد محبت آنان، خصلت‏های آنان را در خود جاری سازد تا در اثر آن، محبت به خدا را که حقیقی‏ترین محبت است، به دست‏آورد. برای مطالعه بیشتر نگا:محمدرضا کاشفی، آیین مهرورزی، فصل‏های سوم و چهارم.
عاشقان را شادمانیّ و غم اوست‏ دستمزد و اجرت خدمت هم اوست‏
غیرمعشوق ار تماشایی بود عشق نَبْوَد هرزه سودایی بود
عشق آن شعله‏ست کاو چون بر فروخت‏ هر چه جز معشوق، باقی جمله سوخت‏
تیغ «لا» در قتل غیر حق براند در نگر زان پس که بعد «لا» چه ماند
ماند «الا اللَّه»، باقی جمله رفت‏ شاد باش ای عشقِ شرکت سوز زفت‏
مثنوی/ 5/590 - 586.